تبليغاتX
ریاضی

ریاضی

اثبات ریاضی مانند الماس قاطع و شفاف است و با چیزی جز استدلال دقیق نمی توان به آن رسید. (جان لاک)

نگرشی بر پیشینة تاریخی، منطق ریاضی (جدید)

 

چكیده:

بخش بزرگی از فلسفه ای كه امروزه رواج دارد، نشأت گرفته ازآراء افرادی چون «وایتهد و راسل» است كه شالودة منطق ریاضی (جدید) را بنا نهادند.

در واقع، منطق ریاضی را باید ازمبانی ریاضیات جدیدوفلسفة تحلیلی به حساب آورد، كاری كه به دست برخی از فلاسفه دراین حوزه آغاز گردید، بطور عمده به اصول ریاضیات ورابطة ریاضیات ومنطق مربوط بود، اما نتایج چنان گسترده ای به بارآورد كه به تدریج درفلسفه تأثیر عمیق برجای گذاشت.

نگرش كلی بر پیشینة تاریخی منطق ریاضی وفراهم نمودن زمینه برای مباحث گسترده تر بعدی، از اهداف این مقاله است.

مقدمه:

ریاضیات، همواره شبهه ناپذیرترین، دقیق ترین و روشن ترین معرفت تلقی می شود. بدین جهت، بسیاری از فلاسفه در ریاضیات تحقیق كرده اند تا دریابند، ریاضیات واجد چه خصیصه ای است كه نتایج حاصل از آن اینچنین وثیق و مورد اعتماد است؟ و ایا چنین خصیصه ای را می توان برای كسب سایر اقسام معرفت نیز به كار برد و روشهای آن را در زمینه های دیگر هم بكار بست یا خیر؟

این گونه پژوهشها در مفاهیم، روشها، اسلوبها ومدلهای دخیل در ریاضیات و فلسفه را «فلسفة ریاضیات» نام نهاده اند.

در واقع، میل به تعمیق فهم ودرك از جهان وساختار آن، بستگی پایداری را بین فلسفه وعلوم ریاضی به وجود آورده است. اغلب فلاسفة بزرگ از ریاضیات یا علوم به فلسفه روی آورده اند. «افلاطون»[1] دستور داده بود، برسر در مدرسة او «آكادمیا» این جمله را نصب نمایند: « كسی كه هندسه نمیداند وارد نشود.»؛ برخی از بزرگترین فیلسوفان، مبدع شاخه های جدید ریاضی هستند مانند: دكارت،[2] لایپ نیتس[3] و پاسكال[4].

سه نحلة عمدة فلسفی كه امروزه در باب مبانی ریاضیات مطرح اند؛ هر یك در ادامة مباحث مهم ریاضی و توجه به روش ریاضی، به عرصة بروز وظهور رسیده اند والبته، هر كدام را باید متأثر از كاوشهای فلسفی پیشین در باب مبانی ریاضیات دانست.[5] روش ریاضی (روش استنتاجی محض) در نزد ریاضیدانان كنونی و فیلسوفان ریاضی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است، تلاش اصلی در این نحله های فلسفی این است كه مبانی ریاضیات از نظر واقع گرایی و نزدیكی به واقعیت تبیین گردد.

یكی از این سه نحلة عمده، با عنوان «منطق گرایی» شالودة « منطق جدید» ویا «منطق ریاضی»[6] را بنا نهاد. كاری كه به دست این نحله آغاز گردید بطور عمده به اصول ریاضیات ورابطة ریاضیات و منطق مربوط بود، اما نتایج چنان دامنه داری پیدا كرد، كه رفته رفته در سراسر فلسفه تأثیر عمیق بر جای گذاشت.

منطق جدید، به اعتبارعنوانی كه اكنون پیدا كرده است، «منطق كلاسیك» وبه اعتبار تحلیل آن از استدلالهای ریاضی و بحث درباره نظامهای صوری، منطق ریاضی نامیده می‌شود و از مبانی ریاضیات جدید وفلسفه تحلیلی به حسا ب می اید.[7]

كشفیات جدید در منطق جدید از مباحث گوناگون منطق در جریان تاریخی پیچیده ای نشأت گرفته است. سیر تحول تاریخی آن را می توان با نگرش به دو جریان متفاوت در نظر گرفت. یكی از این دو تاریخ استنتاج صوری است كه با ارسطو واقلیدس شروع می شود. جریان دیگر تاریخ آنالیز ریاضی است كه آغاز آن به ارشمیدس باز می‌گردد. این دو جریان سالهای متمادی، تا حدود قرن هفدهم، به گونه ای ممتاز از یكدیگر تكامل یافتند. در این زمان با نیوتن[8] ولایپ نیتس و كشف حساب انتگرال ودیفرانسیل بوسیله آنها مواجه می شویم كه در نهایت ریاضیات ومنطق را با هم گره می زنند.

توسعة ریاضیات در این زمان و بویژه «حسابی شدن آنالیز»[9] موجب گردید كه مفاهیم مختلفی از ریاضیات را بتوان به مفاهیم ساده تری تجزیه نمود وآنها را به مدد مفاهیم ساده تر وبسیار عمومی تر تعریف كرد. همین امر، سبب التزام برخی به این باور گردید كه قضایای ریاضی به عنوان قضایای منطقی باید اثبات شوند و مفاهیم ریاضی باید بر پایة مفاهیم منطقی تعریف گردند.

لایپ نیتس

مبدع ومخترع منطق ریاضی و نحلة منطق گرایی لایپ نیتس بود. وی حقایق ریاضی و منطقی را مبتنی بر اصل عدم تناقض ~p (x)Λ ~ p(x)) ("xمی دانست. ونظام ریاضی ومنطقی رامبتنی براصل عدم تناقض فلسفی می دانست و براین باور بود كه كلیه قضایای ریاضی و از جمله علوم متعارفة آن را می توان به مدد تعریفات واصل عدم تناقض ثابت كرد. در واقع، ذهن در تهیه و تشكیل علم ریاضیات، به نحو تحلیل عمل می كند و فقط به تعاریف و اصل عدم تناقض احتیاج دارد وپس از آن تحلیل به عمل می آورد.[10]

از دیگر متفكران عرصه منطق ریاضی كه به نحوی در مسیر تكاملی آن نقش مؤثری داشته اند؛ می توان به جورج بول(م1864-1815)[11] اشاره كرد. وی كوشیده بود تا منطق را جبری كند و حساب مجموعه ها را تدوین نماید. وی منطق را دست نشاندة ریاضیات می دانست. ویلیام استنلی جونز[12] (م1882-1835) معتقدبود كه منطق علم بنیادین است. جان‌ون[13] (م1923-1834) درعین حال كه می كوشید تا اختلافهای نظام «بول» را برطرف و بر بی‌نظمی معاصردرعرصة نشانه پردازی نمادین غلبه كند، به منطق ریاضیات به چشم شاخه های جداگانة زبان نمادین نگاه می كرد و برآن بود كه هیچكدام دست نشاندة دیگری نیست. در آمریكا چ.س.پیرس، جبر منطقی بول را تعدیل وكامل تر كرد و نشان داد كه چگونه می تواند پذیرای روایت تجدیدنظر یافتة منطقِ نِسَب كه به همت اوگوستوس دمورگان[14] (م1817-1806) تدوین یافته بود، باشد. در آلمان فریدریش ویلهلم شرودر[15] (م1920-1841)تنسیق كلاسیكی به جبر منطقی بول كه به دست پیرس تعدیل یافته بود، داد.[16]

فرگه

«ددكیند»[17] و «فرگه»[18] نیز در تحلیل حقایق ریاضی به گزاره های منطقی بدیهی، تلاش زیادی كردند. فرگه كوشید كه درآثارش باعنوان «مبانی حساب »[19] و« قوانین بنیادی علم حساب»[20] ریاضیات را از جبر جداكند.

فرگه سعی داشت نشان دهد كه فرضهای اولیه ای كه ریاضیات برآنها استوار است همه از مقدماتی ترین اصول منطق قابل استنتاجند. براین اساس، هر قضیة ریاضی از مقدمات صرفاً منطقی به طریق قیاس قابل استنتاج است. شیوةكار وی دربردارندة دو اصل بود:

الف: تعریف مفاهیم حساب، صرفاً درچارچوب منطق

ب: نشان دادن اینكه حساب از مقدمات صرفاً منطقی قابل استنتاج است.[21]

علاوه بر این وی موفق شد نقیصه ای را كه منطق ارسطویی تا قرن نوزدهم با آن روبرو بود، برطرف سازد وآن كلیت تام نداشتن منطق ارسطویی بود. فرگه این نقیصه را مرتفع گرداند و به این وسیله موفق به بیان مقدماتی شدكه بیشتر علم حساب از آنها قابل استنتاج بود.[22]

تا پیش از فرگه، تصور می‌شد كه قوانین منطق، قوانین فكر و اندیشة آدمی است به این معنا كه با فرایندهای ذهن آدمی سروكاردارد.[23] فرگه تأكید داشت كه منطق یكسره عینی است و به هیچ وجه با فرایندهای روانی مرتبط نیست. مجموعه هایی كه اعداد را به آنها احاله می كنیم یا برمی‌گردانیم ذواتی به كلی عینی هستند و بدین جهت منطق، كاملاً مستقل از روانشناسی است و امكان ندارد كه صحت و اعتبار برهان (صدق اینكه چه چیز از چه چیز لازم می اید یا نمی اید) وابسته به امور امكانی در روان آدمی باشد. گزاره های منطق، حقایقی عینی هستند كه ذهن قادر به دریافت آنهاست، اما صحت و اعتبارشان به هیچ وجه به ویژگیهای تفكر بستگی ندارد.

پئانو[24]، نیز در همان جهت فرگه، منتها با دستگاهی با كارآمدی كمتر از دستگاه او كار می‌كرد. وی قضایای ریاضی را با علائم منطقی تبیین نمود. او به همراه همفكرانش در كتاب فرمولهای ریاضی[25] (1908-1895) نشان داد كه حساب و جبر می توانند از اندیشه های منطقی خاصی نظیر اندیشه های مربوط به مجموعه و عضویت یك مجموعه، سه مفهوم ابتدائی ریاضی وشش گزاره ابتدایی اشتقاق یابند. راسل و وایتهد، از طریق وی به اهمیت كارهای فرگه پی بردند. ایشان از نمادنگاری منطقی یا نشانه پردازی پئانو در تدوین كتاب «مبانی ریاضیات» كه كار پئانو و فرگه را تكامل بخشید، استفاده كردند.

راسل[26] و وایتهد[27]

منطق گرایی و اصول منطق ریاضی بطور عمده بر پایة نظرات راسل می باشد وی بر این عقیده است كه قضایای ریاضی، قابل تحویل به منطق است و قضایای ریاضی مبتنی بر مفاهیم منطقی است، به عبارت دیگر، ریاضیات قابل تبدیل به منطق است به این معنی كه ریاضیات خالص را می توان اصولاً از پاره ای مفاهیم منطقی بدوی و قضایای غیر قابل اثبات، استنتاج نمود، وی با ارائة اصل تحویل یا انحلال، تمامی ریاضیات را از یك مجموعه مبانی، كه می بایست منطقی خوانده شوند، استنتاج نمود[28]، بنابراین مطابق عقیده او، باید ریاضیات را از دل منطق بیرون آورد.

كتاب سه جلدی «پرینكیپیا ماتیما تیكا»[29] مبانی ریاضیات كه محصول كار مشترك راسل[30] و وایتهد در طول ده سال می‌باشد و در سالهای 1913-1910 منتشر گردید. آنها كوشیده اند تا نشان دهند كه ریاضیات محض قابل تبدیل به منطق است، به این معنی كه می توان ثابت كرد كه ریاضیات از مقدمات منطقی محض بر می‌اید و فقط مفاهیمی را به كار می برد كه قابل تعریف به زبان منطق اند. البته در عمل ما به سادگی نمی توانیم هر فرمول پیچیده ریاضی را بر داریم و بدون جد وجهد فراوان به زبان اصطلاحات محض منطقی بیان كنیم؛ ولی اصولاً كل ریاضیات محض، قابل اشتقاق از مقدمات منطقی است، به بیان راسل، ریاضیات بلوغ منطق است. راسل بر این عقیده بود كه رد قاطعی از نظریه های كانتی به دست داده است و حقیقت تز خویش را در كتاب مبانی ریاضیات مبرهن ساخته است.

آنچه توجه به آن ضروری است، این است كه بر خلاف خواست راسل، فرگه و وایتهد، نه تنها ریاضیات تابع منطق نشد؛ بلكه منطق بیشتر تابع ریاضیات شده است. و هر چه منطق ریاضی، رفته رفته ریاضی تر شده، ارتباطش با فلسفه كاسته شده است. علاوه بر این باید اعتراف كرد كه تز تحویل ریاضیات به منطق به هیچ وجه مقبولیت عام در بین ریاضیدانان نیافته است؛ گر چه هیچكس در این امر تردیدی ندارد كه تلاش راسل و همفكرانش در زمینه منطقی كردن ریاضیات و تكامل بخشیدن به منطق ریاضی، كاری عظیم بوده و باعث توسعه منطق ریاضی گردیده است؛ اما این سیستم در عرضه داشتن نظامی كامل و تمام، توفیق نیافته است و اشكالات فراوان متوجه این نظام می باشد.

پی نوشت:

[1] ( حدود 427 تا 347 ق.م) Platon          [2] (1596- 1650م) Descates        

[3] (1716- 1664م) Leipzig                [4] (م 1662- 1623) ‍Pascal

[5] این سه نحله عبارتند از:

الف)منطق گرایی (logicism)كه مبتنی بر نظریات «راسل» و «وایتهد» است.

ب)شهود گرایی (intutionism )كه بر پایه نظرات«براور» ریاضی دان معروف هلندی بنا گردیده است.

ج)صورت گرایی(formalism) كه مؤسس آن«هیلبرت» است.

این سه نحله بنحوی از آراء فلسفی «لایپ نیتس و كانت» متأثر بوده اند، منطق گرایی از لایپ نیتس آغاز شد و توسط فرگه و راسل دنبال شد. آراءفلسفی كانت نیز در بنای دو نحله دیگر مؤثر بوده اند. به عقیدة او اصول متعارف وقضایای ریاضی خود صرفاً اصولی منطقی نیستند؛ بلكه به اموری فرا منطقی نیازمندند، پس باید ازشهود كمك گرفت. وی حقایق ریاضی راپیشینی تركیبی ( thetic a priori)محسوب می دارد. هیلبرت با استفاده از تفكر كانت نحله صورت گرایی راپایه ریزی كرد و براور نیز از مبانی تفكر كانتی نحله شهودگرایی را پی افكند.

[6] Mathematical Logic

[7]موحد، ضیاء، درآمدی به منطق جدید، شركت انتشارات علمی وفرهنگی ، چاپ دوم، 1362، ص یك.

[8] (م1727-1642) Newton             [9] Arithmctization of Analysis

[10] در مقابل این نظر، كانت براین عقیده است كه ریاضیات یك علم تحلیلی محض نیست كه فقط معلوماتی دربارة مضامین، مفاهیم یا معانی الفاظ بدهد؛ بلكه معلومات پیشین دربارة متعلقات شهود خارجی می دهد اما این ممكن نیست مگر اینكه شهودات لازم برای ساختن ریاضیات همگی مبتنی برشهودات پیشین باشند، كه شرایط ضروری برای نفس امكان تعلقات شهود خارجی هستند. بنابراین هندسه علمی است كه خواص مكان را تركیبی ولی به نحوپیشبینی تعیین می‌كند واین امر همان قدر كه درمورد هندسه صادق است دربارة علم حساب هم صدق می كند. وی در این رای با افلاطون شریك است كه معرفت ریاضی دارای خاصیت پیشبینی است هر چند نحوه بیان او درباره آن با افلاطون فرق دارد. ر.ك: كاپلستون، فردریك، تاریخ فلسفه، ترجمه: اسماعیل سعادت، ومنوچهر بزرگمهر، شركت انتشارات علمی وفرهنگی وانتشارات سروش، تهران،1375، ج6، ص259و258.

[11] George Bool          [12] William Stanley Jevons              [13] John Venn

[14] Augustus Demorgan منطق و ریاضی دان انگلیسی و بانی كارهای اساسی در منطق جدید كه معروفترین آنها تسویر محمولات و قضیه دمورگان است.

[15] Friedrich Wilhelm Schroder         [16] همان، ترجمه بهاءالدین خرمشاهی، ج8 ، ص474.

[17] (م1885) Dedekind                            [18] (م1930- 1884) Frege

[19] Die Grundlagen der Arithmetik             [20] Grundgesteze de Arithmetik

See: Bryan Magee¸ The great philosophers¸ Oxford University Press¸ 1988¸ p.302 [21]

[22] بعدها «گودل1931» نشان داد كه این كار بطور كامل، شدنی نیست و استنتاج صوری حساب ممكن نیست، تكمیل شود در اوایل این قرن «هیلبرت» ریاضیدان معروف این مسأله را مطرح كرد: كدام دستگاه صوری است كه بتواند همه عبارتهای راست ریاضی و فقط آنها را به دست دهد. هدف از دستگاه صوری عبارت است از این كه بتوانیم همه چیزهایی را كه دربارة اعداد طبیعی راست هستند، ثابت كنیم. اما گودل نشان داد كه با هر دستگاه صوری قابل تصوری هم شروع كنیم این كار نمی تواند انجام پذیرد. وی ثابت كرده كه اگر دستگاهی صوری، كه آن را F می نامیم، شامل حساب باشد، آنگاه:

1)گزاره ای از F یا روشن تر بگوییم ازحساب وجود دارد كه راست است ولی اثبات پذیر نیست.

2)برای اثبات سازگاری F باید از دستگاه قوی تر استفاده كنیم.

ر.ك.ج.ن گراسلی، منطق ریاضی چیست؟ ترجمه شاپور اعتماد و غلامرضا برادران خسرو شاهی، چاپ كتیبه، چاپ اول، 1363، ص97و22و21.

[23] یكی از مهمترین كارهای او، حمله ای بود به كتابی در باب علم حساب، به قلم فیلسوف آلمانی«هوسرل» كه منطق را نظریه ای درباره قوه حكم یادآوری معرفی می كرد.

[24] Peano                     [25] Formulaires de Mathematiques

[26] (1970-1872) Russel                     [27] (1947-1861 ) Whitehead

1999¸ P.238[28] See: paul Tomassi ¸ Logic¸ First published¸ London and NewYork¸

[29] pricipia mathematica

[30] راسل، پیشتر در سال 1903 كتاب دیگری موسوم به اصول ریاضیات (the principles of Mathematics ) انتشار داده بود.

 

+ نوشته شده در  88/08/10ساعت 10:3  توسط فهیمه طلایی پور  | 

منطق ریاضی

 

منطق ریاضی ، شاخه‌ای از ریاضیات است که به ارتباط ریاضی ‌و منطق می ‌پردازد و گاه به آن منطق صوری (منطق نمادی) می‌گویند. این نام را جوزپه پئانو ریاضیدان ایتالیائی بر این رشته علمی گذاشت[نیازمند منبع]. پیشتر لایب نیتز و لامبرت کوشش‌ هائی در این خصوص کرده ‌بودند.

در اواخر قرن نوزدهم میلادی ، با کارهای آگوستوس دی‌ مورگان، جرج بول، گوتلوپ فرگه، برتراند راسل، داوید هیلبرت و دیگران این علم به پیشرفت قابل ملاحظه‌ای دست یافت . منطق امروز در ریاضیات ، شکل کامل تری از منطق در فلسفه است که اساس خود را با نظریهٔ مجموعه‌ها به اشتراک دارد.

1. انگیزه و اهداف

تحقیقات علمی درباره منطق ریاضی، در پی بروز پرسش‌ های نوین در بنیان‌های ریاضیات پدید آمد. به عنوان نمونه، فرگه می‌کوشید تا ریاضیات را بر پایه ی اصول برآمده از منطق و نظریهٔ مجموعه‌ها قرار دهد. راسل ، در حذف تناقضات ناشی از دستگاه منطق فرگه تلاش کرد و هدف هیلبرت نشان‌دادن این امر بود که "روش‌های مورد قبول عام در ریاضیات هرگاه که به‌طور همه‌جانبه ، کلی ‌نگرانه و به‌عنوان یک کل واحد ، در نظر گرفته شود ، به هیچ نوع تناقضی منجر نخواهد شد ." (این موضوع به برنامه هیلبرت شهرت یافته است .)

2. روش‌ها و پایه ها

به طور کلی منطقی که امروزه رواج دارد، منطقی بر پایه های منطق ارسطویی و دو ارزشی است که به مرور تکامل یافته است. از پایه های این منطق قانون طرد شق وسط می‌باشد. این قانون از مشخصات منطق دو ارزشی است و بیان می‌کند که گزاره ی ما هر چه باشد یا درست است یا نادرست و به بیانی دیگر یا گزاره ی ما درست است یا نقیض آن درست است. این اصل تا به امروز اساس حل بسیاری از مسائل به ویژه حل به روش برهان خلف بوده است اما با این وجود، بحث ها و جنجال های بسیاری در رابطه با ناکافی بودن این منطق وجود دارد. به عقیده ی بعضی از منطق شناسان و ریاضیدانان مکتب شهودی همچون براوئر،هیتینگ و بیشاپ نتیجه گرفتن وجود یک چیز تنها به این دلیل که وجود نداشتن آن ممکن نیست کافی نیست.

در سال های اخیر پژوهش هایی در زمینه ی منطق چند ارزشی توسط افرادی چون لوکاسیویچ، پست(شخص)وتارسکی انجام شده است اما هنوز به عنوان یک منطق قابل قبول ویا جایگزین در نیامده است.

2. 1. تعریف در منطق

با آن که با استفاده از منطق می‌توان بسیاری از چیزها را تعریف کرد و بسیاری از تعاریف را اثبات کرد اما تمامی اساس منطق بدون تعریف و زیر سئوال است، شاید دلیلش این باشد که منطق بر اساس فکر آدمی بناشده و ما انسان ها درباره ی پدیده های غیر از فکر خود می‌توانیم تفکر کنیم زیرا که تکفر کردن درباره تفکر کردن بی معنا و مفهوم است و ما را وارد دور می‌کند که باطل است. البته بررسی ذهن به عنوان یک دستگاه منطقی ما را قادر می سازد تا بتوانیم منشا منطق که همانا ذهن آدمی است را بیشتر کشف کنیم.

2. 2. نقض گزاره ها

نمی توان آن را تعریف کرد، زیر اگر بخواهیم آن را تعریف کنیم باز نیاز به استفاده از خودش برای تعریف خودش داریم. به چند تعریف زیر توجه کنید :

1 - نقیض یک گزاره ، گزاره‌ای است که دارای ویژگی های آن گزاره نباشد.

2 - نقیض یک گزاره یعنی اگر گزاره‌ای درست باشد آنگاه نقیض آن نادرست است.

3 - نقیض یک گزاره یعنی مکمل حالت هایی که آن گزاره شامل نیست.

و تعاریفی مانند این ها ...

تعاریف بالا گرچه مفهوم را می رسانند و منظور از آوردن آن ها القاء مفهوم نقیض بوده است اما غلط هستند چون در آنها به نوعی از خود مفهوم نقیض استفاده شده است.

برای مثال در جمله ی اول، عبارت دارای ویژگی های آن گزاره نباشد. خود نقیض عبارت دارای ویژگی های آن گزاره باشد. است، همچنین در جملات بعدی عبارات نادرست و نیست خود به ترتیب نقیض عبارات درست و هست می‌باشند

2. 3. گزاره های فصلی و عطفی

در منطق دو ارزشی همه چیز بر پایه ی دو حالت بنا شده است ، بنابر این ما در این منطق دو عملگر اصلی داریم. "یا" ، "و" عملگرهای اصلی این منطق هستند و عملگرهای دیگر به صورت شکل دیگری از ترکیب این دو عملگر و نقایض آن ها ایجاد می‌شوند.

گزاره های فصلی : گزاره هایی هستند که در آنها حرف ربط "یا" به کار رفته است. گزاره های چند جزئی که با حرف ربط "یا" به یکدیگر مربوط می‌شوند حتی اگر یکی از گزاره ها درست باشد شرط درست است و برای نادرستی شرط باید تمامی گزاره ها نادرست باشند.

گزاره های عطفی : گزاره هایی هستند که در آنها حرف ربط "و" به کار رفته است. گزاره های چند جزئی که با حرف ربط "و" به یکدیگر مربوط می‌شوند حتی اگر یکی از گزاره ها درست نباشد شرط نادرست است و برای درستی شرط باید تمامی گزاره ها درست باشند.

همانطور که در بالا دید هر دو دارای تعریفی مشابه و نقیض یکدیگر هستند، پس می‌توان گفت که نقیض گزاره های فصلی به شکل عطفی است و نقیض گزاره های عطفی به شکل فصلی است.

2. 4. متغیرهای عمومی و وجودی

در منطق دو ارزشی دو قسم متغیر برای تعاریف خود داریم ، "به طور کلی(کلاً)" ، "وجود دارد(جزئاً)". تمامی تعاریف ما یا به شکل کلی و یا به شکلی جزئی تعریف خواهند شد

متغیرهای کلی : متغیرهایی هستند که یک گزاره را به طور کلی تعریف می‌کنند. هنگامی که شما یک شرط کلی تعریف می کنید یعنی هر چیزی که عضو آن مجموعه باشد دارای آن خاصیت است.

متغیرهای جزئی : متغیرهایی هستند که یک گزاره را به طور جزئی تعریف می‌کنند. هنگامی که شما یک شرط وجودی (جزئی) تعریف می کنید یعنی لااقل یک چیز وجود دارد که عضو آن مجموعه است.

نقیض گزاره های کلی به شکلی جزئی است و نقیض گزاره های جزئی به شکل کلی است.

3. کاربردهای ریاضی

روش‌ها و نتایج بدست‌آمده در منطق ریاضی، نه تنها در حلّ مسائل بنیانی موارد استفاده دارد، بلکه، در بسیاری از شاخه‌های دیگر ریاضیّات نظیر جبر، هندسه و توپولوژی هم مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد.

4. منابع

  • Ebbinghaus, H. -D., Flum, J., and Thomas, W. Mathematical logic, Springer-Verlag New York Inc., 1984. ISBN: 0-387-96170-4

 

+ نوشته شده در  88/08/10ساعت 10:2  توسط فهیمه طلایی پور  | 

ریاضی درس خشک و درس سردی است  
 
                                                   ریاضی بهر ما همچون نبردی است

نبردی    کاندر    آن   تیغت  مداد    است  

                                                   حریف و دشمنت مشق زیاد است  

نبردی     کاندر   آن  خونت           نریزند  

                                                   ولی  صفرت  به  رنگ خون نویسند    

به    میدان     نبردش    چون    نهی   پا  
 
                                                    نگاهت   را    بگردانی    به   هرجا  

به    هر    سو     بهر    قتلت   ایستاده  
 
                                                     چهل   فرمول   تابع های    ساده

به    مشرق    خیل   خطهای     عمودی
 
                                                 به مغرب شصت و دو سور وجودی

براکت   این    طرف     با       قدر  مطلق  
   
                                                در آن سو  حد  و  انتگرال و مشتق



+ نوشته شده در  88/08/10ساعت 9:57  توسط فهیمه طلایی پور  | 

غیب گویی با ریاضیات

روی میزی پنج جسم قرار دهید, طوریکه تعداد حروف تشکیل دهنده اسم اجسام از 9 بیشتر نباشد و اجسام از نظر تعداد حروف یکسان هم نباشند. مانند کاغذ که چهار حرفی است و خودنویس که هفت حرفی است. سپس از حاضرین تقاضا کنید که دور از چشم شما پنج جسم در کاغذی لیست کنند بطوریکه تعداد حروفشان برابر نباشد. سپس بصورتی که شما دستور می دهید عمل نمایند.

نحوه عمل

  1. اسم یکی از پنج جسم را به دلخواه در ذهن خود انتخاب نمایند.
  2. تعداد حروف آنرا در عدد 5 ضرب کنند.
  3. به این حاصلضرب عدد 3 را اضافه کنند.
  4. حاصل جمع به دست آمده را در عدد 2 ضرب کنند.
  5. به حاصل ضرب بدست آمده رقم دلخواهی (از 1 تا 9) اضافه نمایند.
  6. نتیجه را به شما بگویند، تا شما بطور غیبی بگویید که آنها کدام جسم را انتخاب کرده‌اند و چه رقم دلخواهی رویش اضافه نموده اند.

پیش گویی غیبی

عدد نهایی گزارش شده به شما که بدون شک دو رقمی می‌باشد. از این عدد بطور ذهنی عدد 6 را کم کنید.

استدلا ل غير رياضي نقش اساسي در استدلال هاي رياضي دارد.

(اياي شور)

 

رقم دهگان این عدد تعداد حروف جسم مفروض و در نتیجه خود جسم را مشخص می‌کند. رقم یکان این عدد, عدد دلخواه اضافه شده به این محاسبات را معین می‌کند. در این کار علاوه بر ریاضیات پیش گویی غیبی و شعبده بازی نیز یاد گرفته‌اید.

 

 


 

+ نوشته شده در  88/07/02ساعت 0:22  توسط فهیمه طلایی پور  | 

جذابیت های ریاضی

ریاضیات انقدر لذت بخشه که آدم توش حسابی غرق میشه ، به مقداری از این ریاضیات توجه کنید .

زیبایی ریاضیات !

1 x 8 + 1 = 9
12 x 8 + 2 = 98
123 x 8 + 3 = 987
1234 x 8 + 4 = 9876
12345 x 8 + 5 = 98765
123456 x 8 + 6 = 987654
1234567 x 8 + 7 = 9876543
12345678 x 8 + 8 = 98765432
123456789 x 8 + 9 = 987654321

1 x 9 + 2 = 11
12 x 9 + 3 = 111
123 x 9 + 4 = 1111
1234 x 9 + 5 = 11111
12345 x 9 + 6 = 111111
123456 x 9 + 7 = 1111111
1234567 x 9 + 8 = 11111111
12345678 x 9 + 9 = 111111111
123456789 x 9 +10= 1111111111

9 x 9 + 7 = 88
98 x 9 + 6 = 888
987 x 9 + 5 = 8888
9876 x 9 + 4 = 88888
98765 x 9 + 3 = 888888
987654 x 9 + 2 = 8888888
9876543 x 9 + 1 = 88888888
98765432 x 9 + 0 = 888888888

جالب بود ، نه ؟

حالا به این تناسب نگاه کنید :

1 x 1 = 1
11 x 11 = 121
111 x 111 = 12321
1111 x 1111 = 1234321
11111 x 11111 = 123454321
111111 x 111111 = 12345654321
1111111 x 1111111 = 1234567654321
11111111 x 11111111 = 123456787654321
111111111 x 111111111=123456789 87654321

یه نگاهی هم به این بندازین

101%

از یه نگاه موشکافانه ریاضی :

اصلا چه معنی میده بیش تر از 100 درصد ؟

چطوری میشه به بیشتر از 100 درصد دست پیدا کرد ؟

100 درصد تو زندگی چه معنی ای میده ؟

اینجا یه فرمول کوچیک ریاضی هست که ممکنه کمکتون کنه ؟
اگر :

A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z

میشه جاش شمارشو نوشت :

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26.

اگر :

H-A-R-D-W-O- R- K

8+1+18+4+23 + 15+18+11 = 98%

و:

K-N-O-W-L-E- D-G-E

11+14+15+23+ 12+5+4+7+ 5 = 96%

اما :

A-T-T-I-T-U- D-E

1+20+20+9+20+ 21+4+5 = 100%

حالا ببینید عشق به خدا شما رو به چه عددی میرسونه :

L-O-V-E- O-F-G-O-D

12+15+22+5+15+ 6+7+15+4 = 101%

بنابراین ، بر اساس ریاضی میشه اینطوری نتیجه گیری کرد که :

وقتی که کار سخت و دانایی شما رو بهش نزدیک میکنه ، طرز برخورد شما رو بهش میرسونه و لی عشق به خداست که شما رو به بالای همه اینها میرسونه !!!

 

+ نوشته شده در  88/07/02ساعت 0:19  توسط فهیمه طلایی پور  | 

تسلیت

 

تسلیت به تمام شب زنده داران احیایی

 

+ نوشته شده در  88/06/20ساعت 3:52  توسط فهیمه طلایی پور 

فکر کن

سلام. برعکس مطالب ریاضیاتی گذشته که براتون گذاشته بودم، این مطلب اصلاً ریاضیاتی نیست. ولی به دردتون می خوره، بخونیدش.....

 

تا حالا عادت داشتید اشیاء بی مصرف رو انبار کنید؟ و فکر کنید یه روزی- کی می دونه چه وقت- شاید به دردتون بخوره؟

تا حالا شده که پول هاتون رو جمع کنین و به خاطر اینکه فکر می کنید در آینده بهش محتاج بشین، خرجش نکنید؟

تا حالا شده که پولهاتون، کفش هاتون، لوازم منزل و آشپزخونتون و چیزای دیگه رو که حتی یکبار هم از اونا استفاده نکردین، انبار کنید؟

درون خودت چی؟ تا حالا چی؟ تا حالا شده که خاطره ی سرزنش ها، خشم ها، ترس ها، و چیزای دیگه رو به خاطر بسپاری؟

دیگه نکن! تو داری برخلاف مسیر کامیابی خودت حرکت می کنی! باید جا باز کنی....، یه فضای خالی تا اجازه بده چیزای تازه به زندگیت وارد بشه.

باید خودت رو از شر چیزای بی مصرفی که در تو و زندگیت هستن خلاص کنی تا کامیابی به زندگیت وارد بشه.

قدرت این تهی بودن در اینه که هر چی که آرزوش رو داشتی، جذب می کنه.

تا وقتی که در جسم و روح خودت احساسات بی فایده رو نگهداری نمی تونی جای خالی برای موقعیت های تازه به وجود بیاری.

خوبی ها باید در چرخش باشن....

کشوها، قفسه ها، اتاق کار و گاراژ رو تمیز کن. هر چیزی رو که دیگه لازم نداری بنداز دور....

میل به نگهداشتن چیزای بی مصرف، زندگی رو پر پیچ و تاب می کنه

این اشیا نیستن که چرخ زندگی تو رو به حرکت در می یارن.....

به جای نگهداشتن.....

وقتی انبار می کنیم، احتمال خواستن رو تصور می کنیم، احتمال تنگدستی رو...

فکر می کنیم که فردا شاید لازم بشن و نمی تونیم دوباره اونا رو فراهم کنیم.....

با این فکر تو دو تا پیغام به مغزت و زندگیت می فرستی: که به فردا اعتماد نداری.....

و اینکه تو شایسته چیزای خوب و تازه نیستی

به همین دلیل با انبار کردن چیزای بی مصرف خودتو سر پا نگه می داری

برقص

چنانکه گویی کسی تو را نمی بیند

عشق بورز

چنانچه گویی هرگز آزرده نشده ای

بخوان

چنانچه گویی کسی تو را نمی شنود

زندگی کن

چنانکه گویی بهشت روی زمین است

خودت رو از قید و بند هر چه که رنگ و روشنایی باخته، برهان

بذار نو به زندگیت وارد بشه

و خودت.....

به همین دلیل بعد از خواندن این مطلب.....نگهش ندار..... به دیگران بفرستش

امید که صلح و کامیابی برات به ارمغان بیاره.

آمین

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  88/06/19ساعت 4:35  توسط فهیمه طلایی پور  | 

فراکتال ها

تصاویری از فراکتال ها

+ نوشته شده در  88/06/18ساعت 16:52  توسط فهیمه طلایی پور  | 

ریاضیات چیست؟

  ریاضیات چیست؟

 نام كتاب : رياضيات چيست؟

  نوشته ي ريچاردكورانت وهربرت رابينز

  ترجمه ي حسن صفاري

رياضيات چيست؟

رياضيات به عنوان يكي از تراوشات ضمير آدمي منعكس كننده ي اراده ي فعال،سيرمعنوي عقل واستدلال وعلاقه مندي به كمال زيبايي مي باشد.عواملي كه مبناي آن را تشكيل مي دهندعبارتند از:منطق واشراق،تحليل و سازندگي،وحدت وكليت. با وجود اينكه سنت هاي متفاوت دررياضيات ممكن است توجه خود را به جنبه هاي مختلف عوامل مزبور معطوف سازند بايد گفت كه فقط برخورد اين نيروها متخالف و كوشش در راه تركيب آن هاست كه حيات واقعي و فايده ي عملي وكمال ارزش دانش رياضي را بوجود مي آورد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/06/17ساعت 15:59  توسط فهیمه طلایی پور  | 

جامعه شناسی ریاضی

جامعه شناسی ریاضی

این حقیقت که تنها فرد توانایی اندیشیدن دارد، موجب شده است که خاستگاه همه افکار و عقاید در ذهن خود فرد است. از این رو وقتی می خواهیم مکتب فکری خاصی را بررسی کنیم، تنها به بررسی برهان ها و مقدمات آنها می پردازیم، شیوه ای که در کتاب های فلسفی به روشنی می توان یافت. برای اندیشه و فکر چنان ارزشی قائلیم که فراموش می کنیم این فعالیت بشر شاید با فعالیت های دیگر وی، بویژه در عرصه زندگی اجتماعی او، ارتباط داشته باشد.
حتی زمانی که به چنین ربط و نسبتی اذعان می کنیم در واقع تلاش می کنیم نشان دهیم که چگونه اندیشه ها سبب تأثیر و تغییراتی در سایر وجوه زندگانی بشر، از جمله زندگی اجتماعی او می شود. در هنگام بررسی تحولات اجتماعی به گونه ای سخن می گوییم که نشان دهیم فکر و اندیشه ای خاص سبب تحولی بزرگ در جامعه شده است؛ به دیگر سخن، در بیان ربط و نسبت میان اندیشه و شرایط اجتماعی، همواره به ارتباطی یکسویه از طرف اندیشه به سوی جامعه قائل هستیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/06/17ساعت 2:7  توسط فهیمه طلایی پور  |